قسمت اول از پادکست سرندیپ : سرندیپیتی چیست؟

پادکست سرندیپیتی. سرندیپیتی چیست؟

موضوع: سرندیپیتی چیست؟

سرندیپ ریشه کلمه سرندیپیتی است. کارتون مشهور به اسم جزیره ناشناخته با یک هیولای صورتی به اسم سرندیپیتی، اولین چیزی است که به ذهن ما میرسه. ولی جریان سرندیپیتی حتی از کارتونش هم شیرین تر هست. تو این مقاله که به صورت صوتی تحت عنوان سرندیپ منتشر می شود، در مورد سرندیپیتی و نقش آن در زندگی ما صحبت می کنیم. اگر بخوام در یک جمله بگم سرندیپیتی یعنی خوشبختی و خوش شانس بودن. پس بیاید یاد بگیریم چطوری لوک خوش شانس باشیم.

این مقاله در مورد مفهوم سرندیپیتی است. تو این مقاله می خوایم بررسی کنیم که سرندیپیتی چی هست و چرا به اون نیاز داریم؟

به زبان ساده سرندیپیتی اتفاق غیر منتظره ای است که نتیجه ای مثبت را به همراه داشته باشد. جالبه بدانید که سرندیپیتی تو اکثر رشته های دانشگاهی که امروزه می‌شناسیم وجود دارد. مثلا اقتصاد، مدیریت، کامپیوتر، داروسازی و غیره. در همه این رشته‌ها یکسری دانشمند سعی دارند تا سرندیپیتی را تحت کنترل در بیارند، تا بتونند یک چیزه ارزشمندی خلق کنند چون سرندیپیتی عامل اصلی بسیاری از اختراعات بشر بوده است.

به طور مثال میشه به اختراع مایکروویو اشاره کرد. داستان اختراع مایکروویو که عنوان اختراع بزرگ قرن بیستم را به خود اختصاص داده است یک اتفاق سرندیپیتی بوده است. امروزه میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا هر روز برای پخت غذا از مایکروویو استفاده می‌کنند. این اختراع با آب شدن یک شکلات محقق شد. ماگِنترون یک لامپ الکترونی با قابلیت تولید امواج مایکروویو است که برای استفاده در سیستم‌های راداری و شناسایی هواپیماهای نازی تولید می‌شد. در سال ۱۹۴۶ میلادی دکتر پرسی اسپِنسر در حالی که درباره سیستم‌های راداری تحقیق می‌کرد متوجه آب شدن شکلاتی که در جیبش بود می‌شود. او با کمی بررسی متوجه شد که آب شدن شکلات در اثر برخورد امواج منتشر شده از لامپ بوده است. از آنجا که این اتفاق او را بسیار متعجب کرده بود تصمیم گرفت آزمایشات دیگری را درباره ماهیت این امواج و چگونگی تاثیر آن بر مواد غذایی انجام دهد. آب شدن شکلات یک اتفاق غیر منتظره بود که نتیجه آن اختراع ماکروویو بود. تاریخ اختراعات ما انسان ها پر است از این کشفیات سرندیپیتی. به همین خاطر است که دانشمندان به سرندیپیتی بسیار اهمیت می‌دهند و سعی می کنند محیط را آماده به وجود آمدن یک اتفاق سرندیپیتی کنند.

یک مثال دیگه کشف جاذبه زمین است. افتادن سیب از درخت باعث شد جاذبه زمین توسط نیوتن کشف شود.

حالا اجازه بدید سرندیپیتی را در زندگی روزمره خودمون بررسی کنیم. از نظر من سرندیپیتی اون چیزی هست که ما در نقاط حساس زندگی به دنبالش هستیم. سرندیپیتی اتفاق غیر منتظره ای هست که زندگی ما را به شکل مثبتی تغییر میده و ما را به هدف یا آرزوهامون نزدیک تر میکنه. درست آن زمانی هایی که ما منتظر معجزه هستیم در اصل به دنبال یک رویداد سرندیپیتی هستیم. در این مقاله ابتدا مفهوم سرندیپیتی را بررسی می کنیم. در بخش دوم چند نظریه در مورد سرندیپیتی بیان می شود. در بخش سوم کاربردهای سرندیپیتی را در رشته های مختلف بررسی می کنیم. در نهایت بخش چهارم با عواملی که در سرندیپیتی تاثیر دارند آشنا می شویم. بخش چهارم به ما کمک خواهد کرد که با شناخت عوامل تاثیر گذار در سرندیپیتی، تبدیل بشیم به لوک خوش شانس. پس با ادامه این مقاله همراه باشید تا بیشتر با سرندیپیتی آشنا شویم.

بخش اول : مفهوم سرندیپیتی

ریشه سرندیپیتی به کلمه سرندیپ بر می گرده. واژه سرندیپ  نام فارسی کهن براي کشور سريلانکا است. اما آنچه این واژه را در ادبیات علمی جهان جاودانه کرد یک افسانه فارسی به نام سه شاهزاده سرندیپ بوده است. افسانه سه شاهزاده سرندیپ نوشته امیر خسرو دهلوی است که برای اولین بار از واژه سرندیپ در سال ۱۷۵۴ استفاده کرده است. این داستان جذاب بر این پایه استوارشده است که پادشاهی در کشور سرندیپ سه پسر داشت که براي رشد و تعالی آنها از هیچ کوششی فروگذار نبود. بعد از اتمام آموزشهاي آنها در قصر، براي آنکه پسرانش تجربیات بیشتري به دست آورند، آنها را به سفري طولانی میفرستد. آنها در طول این سفر، باهوش و زکاوت فوق العاده اي که داشتند و بر اساس تصادف و تخیل به کشفیات مهمی دست مییابند. جالب است بدونید این افسانه از نظر بعضی ها احمقانه است ولی با این وجود به زبان های آلمانی، انگلیسی و فرانسوی و غیره ترجمه شده است. اگر انیمیشن جزیره ناشناخته یا همان هیولای بامزه صورتی را به خطار داشته باشید، می دونید که داستان آن پر بود از اتفاق های غیر منتظره. حتی خود این هیولای صورتی یک موجود سرندیپیتی بود. هیولایی که عظیم بود ولی ترسناک نبود. رنگش صورتی بود و موژه های بلندی داشت. هنوز هم واژه‌ی سرندیپیتی یکی از ده واژه‌‌ی مشکل دنیا برای ترجمه به حساب می‌آید اما به طور کلی سرندیپیتی در لغت نامه آکسفورد به معنی یک کشف تصادفی سودمند است.

خب حالا ببینیم این کشف های تصادفی یا سرندیپیتی به چند دسته تقسیم می شوند. به طور کلی یک اتفاق سرندیپیتی به ۴ دسته تقسیم می شود.

  • دسته اول کشف مواردی است که کاشف اصلا به دنبال آنها نبوده است.

به عنوان مثال در سال ۱۹۴۳ ، یک انفجار سربازان را در معرض گاز خردل قرار داد. محققان برای بررسی این موضوع اعزام شدند. محققان با بررسی سربازان متوجه شدند که تعداد گلبولهای سفید خون آنها در حال افت است . همین موضوع باعث شده که کشف شود ارتباطی بین گاز خردل یا مشتقات آن با تعداد گلبول های سفید خون است.  بنابراین می‌شد از آن برای درمان سرطانهایی که ناشی از از تعداد زیاد گلبولهای سفید است، استفاده کرد. به این شکل شیمی درمانی مدرن متولد شد. در این مثال متوجه شدید که محققان به دنبال کشف درمان سرطان نبودند، بلکه می خواستند سلامتی سربازان را بررسی کنند.

  • در دسته دوم محقق به دنبال کشف جواب یک مسئله است ولی از شیوه ای غیرمنتظره به جواب می رسد.

به عنوان مثال فرض کنید شما حوس شیرینی کردید. مسئله شما میشه خرید شیرینی. از خانه بیرون میرید که شیرینی بخرید اما در راه پدرتون را می بینید که یک جعبه شیرینی دستش هست. اینجا شما به خواسته یا جواب مسئله رسیدید ولی از راهی غیرمنتظره.

  • در دسته سوم شما اصلا به دنبال کشف چیزی نیستید و به صورت غیرمنتظره موفق به کشف یک راه حل برای یک مسئله می‌شوید.

به عنوان مثال کشف شیرین کننده مصنوعی جزء دسته سوم است. یک محقق در حال کار با مواد آزمایشگاه بوده که متوجه طعم شیرین انگشتان دستش می‌شود. این محقق با آزمایش چند ماده موفق به کشف شیرین کننده مصنوعی می‌شود. براساس تاریخچه کشف شیرین کننده مصنوعی، این محقق اصلا به دنبال کشف مسئله خاصی نبوده و به صورت کاملا تصادفی موفق به کشف یک شیرین کننده مصنوعی شد.

  • دسته چهارم کشف مواردی است که هنوز کاربرد آنها به وجود نیامده است.

به عنوان مثال یک محقق فرانسوی وقتی که یک ظرف شیشه ای از دستش می افته متوجه میشه که اون ظرف نشکسته و تیکه های اون از هم جدا نشده است و فقط ظرف پر از ترک شده است. این محقق فرانسوی براساس کنجکاوی کشف کرد که که ترکیب چه موادی باعث شده که اجزای ظرف شیشه ای از هم جدا نشود. چند ماه بعد اون مقاله ای در مورد خطر شیشه های خودرو در تصادفات را مطالعه می کند. این موضوع باعث میشه اون یاد ظرف شیشه ای بیافته و از آن در ساخت شیشه های خودرو استفاده کنه.

بخش دوم: چند نظریه در مورد سرندیپیتی

برای سرندیپیتی سه نظریه معروف وجود دارد. اولین نظریه به اصل پاستور معروف است. براساس اصل پاستور شانس مخصوص ذهن های آماده است. یعنی برای اینکه در یک زمینه ای خوش شانس باشید لازم است در آن زمینه تلاش کنید و دانش اولیه داشته باشید. اصل بعدی به نظریه کنجکاوی معروف است. یعنی اگر فاصله بین آنچه محقق می‌داند و آنچه نمی‌داند به اندازه ای مشخص باشه، محقق کنجکاو می‌شود. نتیجه این کنجکاوی می تواند یک کشف سرندیپیتی باشد. سومین نظریه ای که برای سرندیپیتی وجود دارد توسط یک ریاضی دان ارائه شده است و به نسبت دو تا نظریه دیگه کامل تر است. این نظریه به اسم چارچوب سرندیپیتی شناخته می‌شود. جزء اول چارچوب سرندیپیتی همان ذهن آماده است که به تمرکز و مطالعه در یک زمینه تاکید دارد. جزء دوم کنجکاوی است که اصلی ترین جزء تشکیل دهنده سرندیپیتی است. جزء سوم پُل است. پُل به معنی تحقیق بیشتر در مورد مسئله ای است که محقق در مورد آن کنجکاو شده است. جزء چهارم مربوط میشه به نتیجه که همان کشف سرندیپیتی است.

به عنوان مثال اجازه بدید کشف مایکروویو را در چارچوب سرندیپیتی تعریف کنیم. پرسی اسپِنسر در مورد رادار تحقیق می کرد و دانش داشت. پس جزء اول یعنی ذهن آماده را داشت. بعد شکلات ذوب شده را در جیبش پیدا کرد و کنجکاو شد که چرا آب شده و ارتباطش با رادار چیست؟ با این سوال جزء دوم یعنی اصل کنجکاوی هم محقق شده است. بعد از این مرحله اسپِنسر در مورد چرایی ذوب شدن شکلات تحقیق می کند. پس اسپنسر از پل عبور کرده و وارد دنیای سرندیپیتی می شود. حاصل تحقیق اسپِنسر کشف مایکروویو بوده است که می شود جزء چهارم که نتیجه است.

قطعا تو زندگی ما هم اتفاقاتی افتاده که حکم همان پُل را در چارچوب سرندیپیتی داشته است. پس شاید بعضی وقت ها لازم باشه دقیق تر به اتفاقات نگاه کنیم تا شاید پُل سرندیپیتی را پیدا کنیم و وارد دنیای سرندیپیتی شویم. تا اینجای مقاله باید به این نتیجه رسیده باشید که وقتی می‌گن فلانی خوش شانس هست، شاید واژه شانس درست نباشد. بیشتر در ادبیات ما و جهان سعی میشه با خوش شانس خواندن یک فرد آن را تحقیر کنیم و دست آوردش را کم رنگ کنیم. اما حقیقت این هست که اکثر ما به پدیده های اطراف خیلی سطحی نگاه می کنیم. این نگاه سطحی خیلی خطرناک است چون ما داریم به زندگی سطحی نگاه می کنیم. زندگی سطحی یعنی کنترل زندگی در دست ما نیست و از کنترل ما خارج شده است. زندگی سطحی یعنی لذت نبردن از خیلی چیزها. زندگی سطحی یعنی عدم حضور ذهن در لحظه یعنی روال ها، عادت‌ها و قانون ها که شدن کل زندگی ما. باز هم به داستان نیوتن و سیب اشاره می کنم. اگر سیب تو سر شما می خرد از خودتون می پرسیدید چرا سیب به هوا نرفت و افتاد زمین؟

بخش سوم: کاربردهای سرندیپیتی در رشته های مختلف

خب حالا که با مفهوم سرندیپیتی آشنا شدیم نوبت تحقیق در مورد کاربردهای سرندیپیتی در رشته های مختلف است.

اول از همه می خوام در مورد داروسازی و واحدهای تحقیق و توسعه می صحبت کنم. در سال ۱۹۴۷ یک دکتر برای درمان بیماری که کهیرهای پوستی داشت، دارویی تجویز میکنه که دارای آنتی هیستامین بوده. بیمار در نامه ای به دکتر میگه اولین بار است که وقتی با قطار از مطب شما بر می گردم حالت تهوع به من دست نمی دهد. همین مسئله باعث کشف قرصی شد که مردم عادی از آن به اسم قرص مسافرت نام می برند. این فقط یکی از صدها کشف دارو به صورت سرندیپیتی است. به همین دلیل اکثر کارخانه های داروسازی بزرگ جهان با واژه سرندیپیتی آشنا هستند و محیط را آماده می کنند تا سرندیپیتی اتفاق بیافتد. به عنوان مثال یک تحقیق در مورد واحد تحقیق و توسعه یک کارخانه داروسازی نشان داده است که ایجاد آزادی عمل برای کارکنان رابطه مستقیم داره با افزایش تعداد اتفاق های سرندیپیتی. یعنی این فکر غلط است که باید یک نظم سفت و سخت را ایجاد کنید. قطعا نظم خیلی خوب و لازم است ولی نباید بیش از حد باشه. این تحقیق یک نتیجه دیگه هم داشته. آنها چند تیم تحقیقاتی را بررسی کردند و دیدند نتایج تحقیقاتی که سرپرست تیم تحقیقاتی دارای پست مدیریتی بوده و در هیئت مدیره نفوذ داشته، بهتر بوده است.

اجازه بدید سرندیپیتی را در موسیقی بررسی کنیم. جالبه بدونید، کسانی که در کار تولید موسیقی هستند با ایجاد بی نظمی سعی می کنند تا یک اتفاق سرندیپیتی را رقم بزنند. اجازه بدید چندتا از این روش های ایجاد بی نظمی در کار موسیقی را بررسی کنیم. مثلا کارت هایی از نت های مختلف دارند. یک کارت را بر می دارند و آن را در یک قسمتی از کار به صورت تصادفی قرار می‌دهند. همین موضوع باعث میشه که لازم باشه تغییراتی در نوت های دیگه هم اعمال بشود. حتی لازم باشه خواننده به شکل دیگه ای بخشی از ترانه را اجرا کند. همین باعث میشه کار خلاق تر باشه و احتمال یک کار خاص و سرندیپیتی بیشتر شود. یا مثلا افراد گروه جای خودشون را عوض می کنند. مثلا کسی که خواننده بوده ویولن میزنه و کسی که ویولن میزده جای خواننده قرار می گیرد. ایجاد این بی نظمی ها باعث میشه یک فکری به ذهن یک نفر برسه تا کار از یکنواختی خارج بشه. پس ایجاد بی نظمی هم می تواند مفید باشد. چون ذات سرندیپیتی یعنی غیرمنتظره بودن. اتفاقی هم که غیر منتظره باشه یعنی برخلافِ نظمِ مورد انتظار بوده.

در کسب و کارها، سرندیپیتی میشه یک محصول موفق یا نجات یافتن غیرمنتظره یک شرکت از برشکسته شدن. تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده است. در کسب و کارها مهم ترین عاملی که باعث ایجاد سرندیپیتی می شود، گسترده بودن شبکه ارتباطی یک شرکت است.

در رشته کامپیوتر سرندیپیتی در سیستم های توصیه گر کاربرد بسیاری دارد. سیستم توصیه گر میشه قسمت اکسپلورر [۱]در اینستاگرام. یا محصولات مشابه در سایت های فروشگاهی. الان شرکت های بزرگی مثل گوگل، فیسبوک و youtube به این نتیجه رسیدند که اگر بدانند کاربر در حال حاضر دنبال چه چیزی هست می توانند توصیه های سرندیپیتی ارائه کنند. به زبان ساده توصیه سرندیپیتی یعنی پیشنهاد یک تصویر یا ویدئو که کاربر را شگفت زده کنه و کاربر بگه این از کجا می دانست من دنبال این هستم. شاید براتون سوال باشه اصلا چرا اینستاگرام باید به این موضوع اهمیت بده که بخواد منو شگفت زده کنه. یک جمله معروف هست که میگه اگر شما برای استفاده از سرویسی پول نمی دهید، پس شما کالای اون سرویس هستید که به دیگران فروخته شده اید. سود شبکه های اجتماعی در این هست که شما زمان بیشتری در آن باشید و تعامل بیشتری با محتواهای آن داشته باشید. تعامل یعنی لایک، کامنت یا حتی تماشای یک محتوا. حالا فرض کنید کسی تو شبکه اجتماعی لایک نکنه و پست نزاره. چه اتفاقی میافته؟ بدیهی است که اون شبکه اجتماعی تعطیل میشه. به همین خاطر تعجب نکنید اگر تو خانه در مورد موضوعی حرف زدید و بعد که اینستاگرام را باز کردید ببینید که یک محتوا مرتبط با صحبت شما داره بهتون توصیه می شه.

در بازاریابی دیجیتال هم سرندیپیتی وجود دارد. برای اینکه سرندیپیتی در دنیای دیجیتال برای شما اتفاق بیافتد باید خودتون را در معرض دید دیگران قرار دهید. یکی از محققان زمینه بازاریابی دیجیتال در مورد سرندیپیتی اینطوری میگه. سرندیپیتی فرصت های غیر منتظره ای را بوجود می آورد که باعث پیشرفت می شود و ما را در جهت های مثمر ثمر قرار می دهد.  با به حداکثر رساندن سرندیپیتی، پیشرفت خود را تسریع خواهید کرد. این محقق معتقد است که قبل از فروش یک محتوای دیجیتال، باید مخاطب های خودتون را آماده کرده باشید. نه اینکه اول محصول را تولید کنید و بعد به دنبال مخاطب بگردید. دلیل این حجم عظیم از محتواها و پادکست ها هم که تولید می شود دقیقا همین است. دنیای امروز دنیایی است که باید خودتون را جلوی دید مردم قرار دهید و برای خودتون مخاطب پیدا کنید. اگر در این زمینه موفق بشید شک نکنید که می توانید هر محصولی را به این مخاطبان بفروشید.

در یک سخنرای TED یک طراح در مورد سرندیپیتی و طراحی شهرها صحبت می کند. این طراح یک جمله زیبا داره که میگه: ” وقتی به طراحی های خسته کننده شهر ها نگاه کردم، فهمیدم که یک چیزی بهتر از طراحی خوب وجود دارد و آن طراحی است که سرندیپیتی باشد. یک طراحی وقتی سرندیپیتی است که محیط آن برای اتفاق های خوشایند تصادفی طراحی شده باشد. من در طراحی های خودم سرندیپیتی را رعایت می کنم. اما واقعا چه کسی تصمیم گرفته طراحی شهر های ما چگونه باشد؟ جواب مشخص است همه ما طراحان شهرها هستیم. حداقل باغچه یا فضای اطراف منزلمون دست ما است که چگونه باشد. مثلا در آمریکا بعضی از خانه ها صندوق کوچکی را در جلوی حیاط برای قرض دادن کتاب به همسایه ها ایجاد کردند که هرکس بعد از مطالعه، کتاب را به داخل صندوق بر می گرداند. یا یک اسکله که در آن یک پیانو قرار گرفته که روی آن نوشته من را بنواز.”

بخش چهارم: عوامل تاثیر گذار بر سرندیپیتی

در بخش آخر می خواهم در مورد عوامل تاثیر گذار در سرندیپیتی صحبت کنم. ۴ عامل مهم برای یک رویداد سرندیپتی وجود دارد.

اولین مورد نگاه ما به محیط اطرافمون هست. برای اینکه متوجه اتفاق سرندیپیتی شوید باید ذهنی پرسش گر داشته باشید و با دقت به محیط اطراف خودتون نگاه کنید. جالبه بدونید تغذیه هم در این موضوع تاثیر گذار است. مثلا یک دیدگاه غلطی وجود داره که هر روز صبح حتما باید قهوه و چایی بخورم تا اینکه هوشیار باشم و خواب از سرم بپره. درسته که مصرف کافئین در ابتدا شما را کمی سر حال میاره ولی بعد از مدتی که تاثیرش میره حال شما چند برابر بدتر می شود. منظورم این نیست که مصرف قهوه و چایی را کامل قطع کنید. منظورم این هست که اعتیاد به قهوه و چای تاثیرات منفی را در زندگی آگاهانه شما خواهد داشت. پس لازمه اینکه هوشیار باشید و آگاهانه زندگی کنید این هست که تغییرات زیادی را در سبک زندگی خودتون ایجاد کنید. یکی از عوامل تاثیر گذار در هوشیار بودن تغذیه است.

اما داشتن تمرکز و نگاه دقیق به تنهایی کافی نیست. به طور مثال داشتن یک دفترچه برای یاداشت برخی از مشاهدات و نکات بسیار ضروری است. یک مثل چینی هست که میگه ” کمرنگ ترین جوهرها از قویترین حافظه ها ماندگار تر است”. داشتن یک دفتر برای ایده ها و پرسش ها دو فایده مهم دارد. اول از همه ترافیک ذهنی شما کاهش پیدا می‌کند. دوم اینکه احتمال محقق شدن ایده بیشتر می‌شود.

دومین مورد صحیح و خطا است که می تواند شانس رویداد سرندیپیتی را افزایش دهد. به زبان ساده باید ایده های خود را عملی کنید و با خطا ها روبرو شوید. بسیاری از کشف ها و موفقیت ها از همین خطاها شروع شده است. دلیل منطقی هم دارد. خطا به طور کلی یک اتفاق غیر منتظره است. چون انتظار چیز دیگه ای را داشتیم ولی یک نتیجه غیرمنتظره را دریافت کردیم که همان خطا است. خود سرندیپیتی هم یک اتفاق غیرمنتظره است. پس لازمه دیدتون نسبت به خطا و شکست های موقتی عوض کنید. این خطاها معدن طلا هستند و می توانند شما را به موفقیت برسانند.

سومین مورد پیشرفت در علم است. بعضی وقت ها دلیل اینکه ما نمی توانیم یک رویداد سرندیپیتی را شناسایی کنیم ابزار و دانش هست. به همین دلیل باید از اخرین کشفیات روز با خبر باشیم. چون یک کشف جدید باعث اختراعات بعدی هم می‎شود. به طوری کلی یک اختراع ممکنه راه حل چندین مشکل باشد. به همین دلیل است که باید چابک باشیم. چابک بودن یعنی استفاده از فرصت هایی که در بازه زمانی محدودی وجود دارد. علاوه براین نداشتن دانش لازم ممکنه دلیل عدم کشف سرندیپیتی باشد. پس مطالعه آزاد و تخصصی را فراموش نکنید.

چهارمین عامل موثر در سرندیپیتی، شبکه ارتباطی است. یکی از مهم ترین کاربردهای شبکه های اجتماعی ایجاد شبکه ارتباطی وسیع است. پس شبکه سازی را فراموش نکنید. برای ایجاد شبکه همیشه لازم نیست راه دور برید. اگر مدیریت یک کارخانه هستید، بهتره با پایین ترین مقامات شرکت خودتون ارتباط برقرار کنید و باهاشون جلسه بزارید. چون آنها با محصول و مشتری های شما در ارتباط هستند و نکات منفی کار شما را می دانند. این نکات منفی گاهی می تواند باعث شکست کل کارخانه شود. پس شبکه ارتباطی فقط شامل آدم های خیلی بزرگ و ثروتمند نمی شود. بلکه باید در شبکه ارتباطی خود تنوع داشته باشید.


[۱] explorer